تبليغاتX
وبلاگ نیمه شخصی! جواد علیزاده

وبلاگ نیمه شخصی! جواد علیزاده

شیرینی زندگی به تلخی هایش است!

کره "زمین" یا کره "زمان"؟!

یک خاطره دبستانی

با فرا رسيدن ماه مهر و آغاز فصل مدرسه و پاييز، ، طبق معمول در اينجا گريزي مي زنم به گذشته هاي رويا گونه و فراموش نشدني ام و از اعماق زمان، خاطره اي را براي شما (و شاید هم برای خودم!) بازگو مي کنم که به دبستان و مدير و معلم و جايزه مربوط مي شود، خاطره اي از اولين جايزه گرفتنم...
يادم است دوران کودکي در دبستان، بچه بسیار درسخوان و هنرمندی بودم و از هر انگشتم هنر می بارید!. طوري که شش سال دبستان را عين آب خوردن، هم در درس و هم در نقاشی! شاگرد اول شدم ( اما در دبيرستان که درس ها سخت تر شد و درس نقاشی هم حذف شد، عين آب خوردن نمره کم می  آوردم!)... و چون در دبستان، نسبت به سنم، نقاشي ام خيلي خوب بود و اکثراً در مسابقات مدرسه اي و منطقه اي تهران مقام مي آوردم هميشه از دست مديرمان کارت آفرين و جايزه دريافت مي کردم. در 6 سال دبستان که در دبستان شهپرست/ هوشمند درس مي خواندم يک آقا مدير و يک خانم مدير  خيلي دوست داشتني و مهربان داشتم که اين زوج فرهنگي  با وقار و با شخصیت ، هميشه به من و نقاشي هايم توجه داشتند و با جايزه هاي نفيس شان هميشه  مرا تشويق مي کردند ( خانم   شهپرست و آقاي  قاسملو )
و در عکسي که (بالا سمت راست) ملاحظه مي کنيد آقاي قاسملو  مدير مهربان مدرسه مان، يک کره جغرافيايي را به من جايزه مي دهد. عکس مربوط به سال 1340 است و من کلاس دوم دبستان هستم.   نفر کناري ام همکلاسي ام لبيبيان (در لباس پيشاهنگي) نام دارد که او هم در انتظار  دريافت جايزه مداد رنگي از دست خانم ناظم است. چيزي که جالب است اينست که بعداز 47 سال (يا نزديک به نيم قرن) من هنوز اين کره جغرافيايي را نگه داشته ام ( عکس سمت چپ!) و هر گاه به آن کره نگاه مي کنم يا لمسش مي کنم ياد آن روزها و لحظه های کودکی ، ياد مهرباني ها ی آقاي قاسملو  و همسرش خانم شهپرست مي افتم که با حمايت هايشان مرا وارد عرصه هنر و نقاشي و کاريکاتور کردند...البته چندي پيش مطلع شدم خوشبختانه خانم  شهپرست  در قيد حيات است و در کانادا زندگي مي کند و  ان شاء الله ساليان سال زنده باشد اما متاسفانه آقاي قاسملو چشم از جهان فرو بسته است که روحش شاد...
اين کره که براي من حکم جام جهان نما را دارد  حاوي نکات تاريخي و جغرافيايي جالبي است. وقتي که به نقشه کشورهاي روي آن نگاه مي کنم مي بينم خيلي چيزها تغيير کرده... خيلي از سيستم هاي سياسي کشورها، بسياري از مرزهاي جغرافيايي و حتي نام برخي کشورها تغيير کرده همچنانچه خود نگارنده نيز با آن زمان کلي فرق کرده، اما چيزي که فرق نکرده اسرار آميز و جذاب بودن اين کره جادويي از نظر من است که روز به روز برايم عزيزتر و با ارزش تر مي شود! کره اي که براي من هم کره زمين است و هم کره زمان! کره اي که تنها يادگاري قابل لمس من از گذشته های غیرقابل لمسم است  يادگاري با ارزشی که تا آخر عمر حفظش خواهم کرد و مهم نيست بعداز من  بر سر  اين کره جغرافيايي چه خواهد آمد کما اينکه مهم نيست بر سر خودم چه خواهد آمد... مهم اينست که من و اين کره با هم خيلي حرف ها و خیلی خاطرات مشترک داریم...

سردبیر مالیخولیایی!
 

نقل از سرمقاله طنزوکاریکاتور شماره ۲۱۵


 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 12:23  توسط داوج  | 

مجله شماره 215 (مهر ماه) طنز و کاریکاتور منتشر شد!

ستونهای این شماره: سرد مقاله!(کره زمین یا کره زمان؟)- گربه دانا- حرف و کاریکاتور- مسابقه درک کاریکاتور- مسابقه تصویری- طنز چهار بعدی( گفتگوی سایت جزیره دانش با جواد علیزاده)- تخته سیاه- در باره مسابقه ابتکاری/ پیامکی فردوسی پور- مسابقه بی معنی نویسی- یک ستون جدید!- داستان طنز چشم و هم چشمی- داستان طنز در گرداب مخوف- نقد نسیه / سینمایی( علاقه نا خود آگاه یا خود آگاه به رابرت شاو ؟!)- فال ماه- طنز موزیکال (ری چارلز)- کاریکاترور!- گفتگو با مجید قناد- سریال های ماه رمضان- ارمنستان2008- مسابقه کاریکاتور و....

کاریکاتوریستها: عاطفه مدنی- سعیده عسکری - ندا خداوردی- فیلیپ گولوک- داریوش رمضانی- دشتستانی-عباس ناصری- داریوش مهردلان- محمود کرمانی- بابک ولی پور- کورش قاسمیان و داوج...

طنزنویس ها:
فتانه ارومچیان- شهرزاد همامی- حجت اله فرهادیان- مهدی عسکری- فرزان انگار- ر-زمزمه- حمید میرزاده- مهدی کاظمی- هومن شهبندی- ناصر زارعی --سعید نقدی- اردلان و داوج....

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 17:49  توسط داوج  |