تبليغاتX
وبلاگ نیمه شخصی! جواد علیزاده

وبلاگ نیمه شخصی! جواد علیزاده

شیرینی زندگی به تلخی هایش است!

لطفا از قول من کامنت نگذارید. من وقت وب به وب شدن ( دهن به دهن شدن سابق!) با هیچکس را ندارم!

امروز بعد از سه چهار رور تعطیلی، وقتی سری به وبلاگم زدم  کامنتهای عجیب و غریبی دیدم!!! برخی دوستان و همکاران حرفهای منتسب به خودشان را  در باره من، به شدت تکذیب کرده بودند و برخی دیگر به شدت!  از من شاکی شده بودند که این چه حرفهایی است که من به آنها زده ام!؟  لحن نوشته ها خیلی خشمگین و واکنش ها خیلی شتابزده بود و معلوم می شد دوستان بدجوری فضای مجازی را جدی گرفته اند! و من اصلا نمی دانستم موضوع چیست و دوستان راجع به من چه چیزهایی نوشته اند و من در جواب آنها چه نوشته ام ؟!!
فهمیدم گویا برخی خواسته اند این وسط، از آب گل آلود ماهی بگیرند و از قرار معلوم اینها آدمهای بیکاری هستند که با درست کردن هویت مجازی برای خود در یک فضای مجازی تر، لابد کلی هم حال می کنند از اینکه، خودشان نیستند!  البته یک ایرادی هم به برخی همکاران است که وقتی در وبلاگشان و در مطالبشان با لحنی تند و جدی و فیلسوف مابانه، مدام در باره دیگران اظهار نظر می کنند و مطلب می نویسند الا خودشان!، ناخودآگاه زمینه را برای دو به هم زنی برخی آدمهای بیکار فراهم می آورند!
من در اینجا می گویم که هدف من از راه انداختن وبلاگ، بالاتر از این حرفهاست که بخواهم خودم را مطلق و کامل بپندارم و از همه انتقاد کنم الا خودم! و یا با دیگران دهن به دهن بشوم! من می خواهم معمای جهان و معنای هستی را، راز انفجار بزرگ را، ماهیت ماده تاریک و انرژی تاریک را و ماهیت خودم را به عنوان یک انسان متغیر الاحوال و سرگردان در این جهان متغیر الافلاک!، بشناسم و علایق و خاطرات تلخ و شیرینم و حرفهای دلم را با مخاطبان احتمالی ام در میان بگذارم و  از خودم و از  احساسم بنویسم. کاری به کسی هم ندارم و قصد وب به وب شدن! با کسی را هم ندارم چون وقت من بیشتر از اینها ارزش دارد.
تا به حال برای کسی کامنت نگذاشته ام و لطفا کسی هم از قول من و به نام من ، کامنت نگذارد!
باز تاکید می کنم که من  نقاط قوت و ضعف کارم را بهتر از هر کسی می دانم و هنوز هم می گویم نقاط قوت و نوآوریهایم را شاید هیچ کاریکاتوریستی در جهان نداشته باشد و از آنطرف، نقاط ضعفم را  شاید مبتدی ترین کاریکاتوریستها هم نداشته باشند. استاد کسی هم نیستم اما استاد خودم که هستم!  همه همکارانم را هم دوست دارم حتی آنهایی را که به من بدی کرده اند و البته قصد تواضع ساختگی ندارم من چون با اکثر همکارانم  رودر بایستی دارم، نمی توانم با خشونت، جواب بعضی ها را  بدهم و اگر هم جواب تند و خشنی بدهم، بعدا پشیمان می شوم! . و این خصیصه هم شاید یکی دیگر از معایب و ضعف هایم باشد که در کمتر کسی هست. البته شاید علتش این باشد که هیچگاه نتوانسته ام در زندگی ام، آدمی جدی و قاطع  و یا کینه ای باشم. برخلاف ظاهرم که خیلی جدی و اخمو به نظر می آید، هیچگاه جدی بودن را یاد نگرفته ام!  و کلاْ معتقدم یک کاریکاتوریست نباید خیلی دگم و جدی و مطلق گرا باشد.  پس بی خیال این حرفها ...و بگذارید کارمان را بکنبم!.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 13:13  توسط داوج  | 

شماره 211 ( خرداد) مجله طنزوکاریکاتور منتشر شد!

  • مجله ای که هم دوستان می خوانندش و هم دشمنان!
  • قدیمی ترین و تنها ترین مجله طنز بخش خصوصی ایران با سابقه ۱۸ سال انتشار بی وقفه - بدون در آمد ثابت آگهی بدون تبلیغات و  بدون اسپانسر مالی اما دارای کلی اسپانسر حالی! (خوانندگان).
  • مجله ای با کلی مشکلات ریز و درشت اقتصادی و غیر اقتصادی! که هنوز ممکنست هر شماره آخرین شماره اش باشد....مجله ای که با احساس منتشر می شود نه با اسکناس!
  • کاشف بهترین کاریکاتوریستهای مطبوعاتی و نمایشگاهی فعلی ایران از طریق برپایی مسابقات کاریکاتور مجله -  پایگاه بهترین کاریکاتوریستهای چهره فعلی ایران و جایگاه بهترین کاریکاتورهای فوتبالی و ورزشی!!
  • مجله ای ملی با تکیه بر تولید داخلی و با خط مشی توجه به کارتون مطبوعاتی ایرانی و کاریکاتوریستهای ایرانی و نه بزرگنمایی بیش از حد کاریکاتوربستهای خارجی و جشنواره های کاریکاتور

همکاران اینشماره:
کاریکاتوریستها:
عاطفه مدنی- میترا مشیری- فیلیپ گولوک( بلژیک) - عباس ناصری- حسین کاظم- داریوش مهردلان- داریوش رمضانی- مسعود فقیر- امید خورسند - محمد باقر بیاتی- سجاد عبادی- آرش ظهوریان - رضا باقری شرف و جواد علیزاده
نویسندگان: فتانه ارومچیان- داوج!- حمید شاد - فرزان انگار- حمید میرزاده - ر-زمزمه - حجت فرهادیان - هومن شهبندی- ناصر زارعی- مهدی عسکری- مهدی کاظمی-علی سعادت و....


+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 18:20  توسط داوج  | 

بالاخره فیلم "شناگر" را دیدم....

 

تاريخ 28 ارديبهشت  87 يکي از فراموش نشدني ترين روزهاي زندگيم بود روزي که بعداز سي، چهل سال انتظار و جستجو ، سرانجام توانستم DVD فيلم سينمايي شناگر  The Swimmer (محصول 1968 به کارگردانی فرانک پری Frank Perry) را ببينم ... من دنبال اين فيلم خيلي گشته بودم و چون فيلمي متفاوت و غير معروف بود، کمتر کسي اين فيلم را مي شناخت. حتي در سفرهايي که به چند کشور خارجي داشتم اين فيلم را نيافته بودم و با وجوديکه به چند تن از دوستان و بستگان هم در داخل و خارج  سپرده بودم که اين فيلم را برايم پيدا کنند آنها هم  موفق نشده بودند.... تا اينکه دوست خوبم هومن شهبندي ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 12:31  توسط داوج  |