تبليغاتX
وبلاگ نیمه شخصی! جواد علیزاده

وبلاگ نیمه شخصی! جواد علیزاده

شیرینی زندگی به تلخی هایش است!

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:57  توسط جواد علیزاده  | 

 

مجله کهکشانی! طنزوکاریکاتور منتشر شد.

●مجله ای که هم دوستان می خوانندش و هم دشمنان!                                                    
●مجله ای ملی با تکیه بر تولید داخلی و با هدف حمایت از کاریکاتوریستهای داخلی و نه بزرگنمایی صرف کاریکاتوریستهای خارجی. کاشف بهترین کاریکاتوریستهای چهره فعلی ایران.
●قدیمی ترین و تنها ترین! مجله طنز بخش خصوصی ایران، بدون در آمد ثابت  آگهی. بدون تبلیغات، بدون تقویم منظم انتشار و نیز بدون حتی یک اسپانسر مالی اما دارای کلی اسپانسر حالی!( خوانندگان)
●مجله ای که با "احساس" منتشر می شود و نه با "اسکناس! "و از اینرو شاید این  آخرین شماره اش باشد!!

●همکاران اینشماره:
کاریکاتوریستها: میترا مشیری- عاطفه مدنی- داریوش رمضانی- عباس ناصری- داریوش مهردلان- سعیده عسگری- کورش قاسمیان- امیدخورسند- شهاب امینی- محمد باقر بیاتی - جواد علیزاده و...
نویسندگان: حمید شاد- مهدی عسکری- حمید میرزاده- روح اله زمزمه- فرزان انگار- فتانه ارومچیان - مسعود مرعشی و...

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 21:9  توسط جواد علیزاده  | 

از اودیسه فضایی 2001 تا مرثیه فضایی 2008

از ۲۰۰۱: یک اودیسه فضایی...تا ۲۰۰۸:یک مرثیه فضایی...

 از مدتها پيش مي دانستم که Sir Arthur C Clarke   (سر آرتور- سي-کلارک) نويسنده و نظريه پرداز بزرگ ، مبتکر داستانهاي علمي تخيلي ( ازجمله فيلمنامه  2001:  يک اوديسه فضايي)  ، ژورناليست علمي ، مبتکر ماهواره هاي فضايي و متفکر صلحدوست  از 50 سال پيش کشورش انگلستان را تر ک کرده و  در کشور سريلانکا واقع در اقيانوس هند و شرق آسيا زندگي مي کند تا در خلوت خود به کشف و شهود بپردازد و جهان را بيشتر  بشناسد و گرچه به دليل کهولت سن و در 91 سالگي بر روي صندلي چرخ دار گذران عمر مي کند، اما کماکان   به روز است و از طريق اينترنت و ايميل هرروز با صدها دوستدار علم و دانش و فضا در ارتباط است.   بنابراين تصمیم داشتم...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 18:1  توسط جواد علیزاده  | 

 

 این بار می خواهم  یکی از طرحهای  مورد علاقه و نسبتا تلخم را در اینجا آنالیز کنم چون من ذاتا بیشتر طرفدار کارهای تلخ   هستم تا کارهای شاد . گرچه از کارهای شاد هم بدم نمی آید و کلا هر دو سبک را  دوست دارم و خودم هم نمی دانم چرا؟  بستگی به روحیه آدم دارد. یکبار آدم هوس غم می کند یکبار هوس قهقهه! ...شاید هم آدم متضاد و یا تنوع طلبی! هستم و یا موجودی چند شخصیتی ام که باید حتما به روانپزشک مراجعه کنم  و یا روانپرشک باید جهت مداوا  به من مراجعه کند!....خلاصه هر چه هستم شاید من جزو معدود آدمهای کره زمین باشم که  توان کار کردن در هر دو سبک تلخ و شیرین را  دارم و شاید هم اصلا چنین توانی ندارم و خیال می کنم که دارم... بستگی به مخاطب آثارم  دارد که چه توقعی از من دارد!  و زیاد هم اهل تعارف و تواضع ساختگی نیستم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 12:13  توسط جواد علیزاده  | 

 

 

اشاره: پنجمین جشنواره بین المللی  کاریکاتور استانبول از 25 الی 28 آبان ماه1386در استانبول ترکیه برگزار شد .جشنواره ی فوق همه ساله به همت جوانان عضو انجمن غیر دولتی / غیر انتفاعی و  فرهنگی/ فلسفی ” آکروپولیس جدید" با موضوعات متنوع  بر گزار می شود و  برای جشنواره سال گذشته، موضوع  « تحمل بین فرهنگی» در نظر گرفته شده بود تا  تاکیدی  بشود بر نقش کاریکاتور در ترویج تحمل و بردباری در بین ملتها و دستیابی به یک تفاهم فرهنگی بین المللی، جشنواره یادشده،  در سال 1386  میزبان سه کاریکاتوریست بود:
بنده از ایران ، آقای تن اورال Tan oral  از ترکیه  و آقای برنارد بوتون Bernard bouton   از فرانسه. ما جهت افتتاح نمایشگاه، برگزاری کارگاه و ورکشاپ و انجام سخنرانی به آنجا  دعوت شده بودیم که سخت ترین قسمت کار، همان انجام سخنرانی بود!  سخنرانی ها  به نوعی انجام شد اما در اینحا بد ندیدم مخاطبان احتمالی را در جریان محتوای سخنانم قرار دهم، شاید به خواندنش بیارزد شاید هم  نیارزد. همه چیز به نرخ تورم و قدرت خرید مردم بستگی دارد!:   


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 17:43  توسط جواد علیزاده  | 

پنجشنبه آخر شب به تاریخ 6 دی، در آخرین لحظه ای که تلویزیون را  می خواستم خاموش کنم  در اخباری که به صورت  زیر نویس  از جلوی چشمم رد می شد، تیتر خبری را به صورت  نصفه و نیمه  و ناقص خواندم، تیتری که  از محکوم کردن جهانی تروری در پاکستان حکایت می کرد. اما  ترور چه کسی؟ متوجه نشدم.... حدس زدم شاید خانم بوتو ترور شده باشد چون بازگشت شجاعانه اش به پاکستان، شرایط خطرناکی را برای او ایجاد کرده بود... چند لحظه منتظر ماندم تا  تکرار اخبار زیر نویس را بخوانم و بدانم چه کسی ترور شده، اما  چون خسته بودم، دکمه تلویزیون را زدم. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 19:37  توسط جواد علیزاده  | 

خودم هم نميدانم چرا کاريکاتوريست شدم؟ فعلا هم که در اينجا دارم اداي نويسنده ها را در مي آورم!

 و اما کاريکاتوريست شدن بنده داستان طنزآميز و جالبي دارد، چونکه من کاملا اتفاقي وشايد هم اشتباهي  وارد اين عرصه شدم! و همانطورکه قبلا هم در جايي گفته بودم من هم مثل همه ميخواستم دکتر بشوم و براي همين، رشته طبيعي را  در دبيرستان انتخاب کرده بودم! اما چون ديدم  دکتر شدن براي من خيلي سخت است اما نقاشي کردن خيلي آسان، طبعا جذب دومي شدم!.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 19:21  توسط جواد علیزاده  | 

 

نوروزها از پی هم می آیند و می روند و سال به سال بر گنجینه خاطرات ما می افزایند.

 خاطره انگیز ترین نوروزهای من که هرگز از  حافظه ام پاک نخواهد شد، نوروزهای دهه 40 به بعد است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دهم فروردین 1387ساعت 13:46  توسط جواد علیزاده  | 

marlon brando

چند شب پیش از برنامه صد فیلم ،  فیلم "شورش در کشتی بونتی" را می دیدم حال بگذریم که من چه قدر به مارلون براندو علاقه دارم و چقدر این فیلم را فیلمی سیاسی و انقلابی می پندارم.... 
در اینجا حرف من چیز دیگری است حرف من امکان بازیافت فیلمهای قدیمی با کمی بهره وری از حس مالیخولیایی و هپروت اندیشی! است . مثلا خود من چون موجودی به شدت گذشته گرا هستم، با دیدن اینگونه  فیلمهای قدیمی  و کلاً همه فیلمهای قدیمی دچار حس و حال دراماتیک، تراژیک و نوستالژیک  لذتبخشی می شوم که شاید در کمتر کسی این حس ایجاد شود و فکر می کنم من احتمالا باید تنها آدم روی کره زمین باشم که اینچنین دیوانه وار از تماشای فیلمهای قدیمی لذت می برم و اگر شخص دیگری در این دنیا پیدا می شود که از زاویه دید من به اینگونه فیلمها می نگرد، خوشحال می شوم که با او بیشتر همدلی و چت کنم (به مصداق دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید).


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 18:35  توسط جواد علیزاده  | 

قلم نافذ!  penetrating pen

سلام. برای اینکه همرنگ جماعت بشویم ماهم وبلاگی شدیم و رفت! 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 18:6  توسط جواد علیزاده  |